سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را

♪
پخش فایل صوتی
برای پخش روی دکمه کلیک کنید
00:00 00:00
سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را
جان نثار افشان خاک آستان آرم تو را
از کدامین باغی ای مرغ سحر با من بگوی
تا پیام طایر هم‌آشیان آرم تو را
من خموشم حال من می‌پرسی ای همدم که باز
نالم و از نالهٔ خود در فغان آرم تو را
شکوه از پیری کنی زاهد بیا همراه من
تا به میخانه برم پیر و جوان آرم تو را
ناله بی‌تأثیر و افغان بی‌اثر چون زین دو من
بر سر مهر ای مه نامهربان آرم تو را
گر نیارم بر زبان از غیر حرفی چون کنم
تا به حرف ای دلبر نامهربان آرم تو را
در بهار از من مرنج ای باغبان گاهی اگر
یاد از بی‌برگی فصل خزان آرم تو را
خامشی از قصهٔ عشق بتان هاتف چرا
باز خواهم بر سر این داستان آرم تو را
💬

دیدگاه کاربران

نظر یا تجربه خود را درباره این مطلب با دیگران به اشتراک بگذارید.

💭 هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خود را می‌نویسد.
✍️ ارسال دیدگاه

🔒 دیدگاه شما پس از بررسی و تأیید مدیر سایت نمایش داده خواهد شد.

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *