مصایب مصنف و مناجات

♪
پخش فایل صوتی
برای پخش روی دکمه کلیک کنید
00:00 00:00
ای دوای درون خسته‌دلان
مرهم سینهٔ شکسته دلان
مرهمی لطف کن، که خسته‌دلم
مرحمت کن که بس شکسته‌دلم
گرچه من سر به سر گنه کردم
نامهٔ خویش را سیه کردم
تو درین نامهٔ سیاه مبین
کرم خویش بین گناه مبین
من خود از کرده‌های خود خجلم
تو مکن روز حشر منفعلم
با وجود گناه‌کاری‌ها
از تو دارم امیدواری‌ها
زانکه بر توست اعتماد همه
ای مراد من و مراد همه
تو کریمی و بی‌نوای توام
پادشاهی و من گدای توام
نی گدایی که این و آن خواهم
کام دل، آرزوی جان خواهم
بلکه باشد گدایی‌ام دردی
اشک سرخی و چهرهٔ زردی
تا به راهت ز اهل درد شوم
برنخیزم اگرچه گرد شوم
چون به خاک اوفتم به صد خواری
تو ز خاکم به لطف برداری
گرچه در خورد آتشم چون شرر
نظری گر به من رسد چه ضرر؟
من نگویم که لطف و احسان کن
بنده‌ام هرچه شایدت آن کن
عاقبت بگسلد چو بند از بند
بند بند مرا به خود پیوند
💬

دیدگاه کاربران

نظر یا تجربه خود را درباره این مطلب با دیگران به اشتراک بگذارید.

💭 هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خود را می‌نویسد.
✍️ ارسال دیدگاه

🔒 دیدگاه شما پس از بررسی و تأیید مدیر سایت نمایش داده خواهد شد.

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *