خوشا وقت شوریدگان غمش

♪
پخش فایل صوتی
برای پخش روی دکمه کلیک کنید
00:00 00:00
خوشا وقت شوریدگان غمش اگر زخم بینند و گر مرهمش
گدایانی از پادشاهی نفور به امیدش اندر گدایی صبور
دمادم شراب الم در کشند وگر تلخ بینند دم در کشند
بلای خمار است در عیش مل سلحدار خار است با شاه گل
نه تلخ است صبری که بر یاد اوست که تلخی شکر باشد از دست دوست
ملامت‌کشانند مستان یار سبک‌تر برد اشتر مست بار
اسیرش نخواهد رهایی ز بند شکارش نجوید خلاص از کمند
سلاطین عزلت، گدایان حی منازل‌شناسان گم‌کرده‌پی
به سر وقتشان خلق کی ره برند که چون آب حیوان به ظلمت درند
چو بیت‌المقدس درون پر قباب رها کرده دیوار بیرون خراب
چو پروانه آتش به خود در زنند نه چون کرم پیله به خود برتنند
دلارام در بر، دلارام‌جوی لب از تشنگی خشک، بر طرف جوی
نگویم که بر آب قادر نیند که بر شاطی نیل مستسقیند
💬

دیدگاه کاربران

نظر یا تجربه خود را درباره این مطلب با دیگران به اشتراک بگذارید.

💭 هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خود را می‌نویسد.
✍️ ارسال دیدگاه

🔒 دیدگاه شما پس از بررسی و تأیید مدیر سایت نمایش داده خواهد شد.

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *