شبی زیت فکرت همی سوختم

♪
پخش فایل صوتی
برای پخش روی دکمه کلیک کنید
00:00 00:00
شبی زیت فکرت همی سوختم چراغ بلاغت می‌افروختم
پراگنده‌گویی حدیثم شنید جز احسنت گفتن طریقی ندید
هم از خبث نوعی در آن درج کرد که ناچار فریاد خیزد ز درد
که فکرش بلیغ است و رایش بلند در این شیوهٔ زهد و طامات و پند
نه در خشت و کوپال و گرز گران که این شیوه ختم است بر دیگران
نداند که ما را سر جنگ نیست وگر نه مجال سخن تنگ نیست
توانم که تیغ زبان برکشم جهانی سخن را قلم درکشم
بیا تا در این شیوه چالش کنیم سر خصم را سنگ، بالش کنیم
💬

دیدگاه کاربران

نظر یا تجربه خود را درباره این مطلب با دیگران به اشتراک بگذارید.

💭 هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خود را می‌نویسد.
✍️ ارسال دیدگاه

🔒 دیدگاه شما پس از بررسی و تأیید مدیر سایت نمایش داده خواهد شد.

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *